مظلومی که خدا خریدار آبروی او شد!

اخبار سیاسی-  هنوز سه سال هم از پیروزی انقلاب نگذشته بود که حذفش کردند . دشمنان قسم خورده این انقلاب ، همواره برای حذف مهره هایی تلاش میکردند که حضورشان تاثیرگذار و نافع ملت بود ؛ افرادی که ستون های موثر عقیدتی، ارزشی، انقلابی، اسلامی و حتی اجرایی انقلاب بودند و با نبود آنها صدمه ای جبران ناپذیر به پیکر انقلاب وارد می شد .

به گزارش افکارنیوز، دکتر سید محمد حسینی بهشتی یکی از این مردان خدا بود؛ بزرگ مردی که چونان کوه پشت به پشت انقلاب نوپای اسلامی سپرده بود و هرکجا کار برزمین مانده‌ای می‌دید، آن را یک تنه بر دوش می‌کشید و به پیش می‌برد؛ او را به جرئت می‌توان یکی از موثرترین موتورهای محرکه انقلاب نامید! یکجا تولید انرژی می کرد، جای دیگر نهال اندیشه می‌کاشت؛ یکسو، دست بر زمین افتاده‌ها را می‌گرفت و بالا می‌کشید و سوی دیگر، فکر و اندیشه می‌گستراند.

شهید بهشتی به تنهایی هم قابلیت نمایندگی مجلس و خبرگان را داشت، و هم کرسی ریاست قوه مقننه ، مجریه ، قضائیه و سایر پستهای کلیدی مهم کشوری برازنده او بود. افرادی مثل او که به سه زبان عربی و انگلیسی و آلمانی مسلط باشند ؛ بیان جذاب و گیرایی داشته باشند ؛ اسلام و غرب را توامان خوب بشناسند؛ و توامان توانایی مدیریت و سازماندهی نیروهای فراوان طیف‌های اندیشه‌ای مختلف را هم داشته باشند، بسیار اندک بودند .

همین خصوصیات وی بود که هم حسادت برخی دوستان داخلی که چشم دیدن فردی برتر و بالاتر از خود را ندارند شده بود تا همواره به ترور شخصیت او بپردازند؛ و هم دشمنان آگاه خارجی که با اصل حکومت و نظام ما مشکل داشتند را به وحشت انداخته بود تا در پی ترور فیزیکی او باشند.

اتهامی نبود که به ایشان نسبت داده نشود تا جایی که شایع کردند که او وهابی است و متاسفانه برخی غافلین نیز به بهانه دفاع از ولایت ، او که بهترین مدافع امام و ولایت بود را آماج تهمت های ناروای خود قرار دادند و در کید دشمنان آگاه گرفتار آمدند.

در جایی، منافقین جلوی پای او الاغی را سر بریدند تا با اهانت به وی، او را به خشم آورند؛ غافل از این که مردی چون بهشتی، آبرویش را با خدا معامله کرده است و به پوزه سگ، دریا نجس نمی‌شود؛ و جایی دیگر، شعار مرگ بر بهشتی سردادند و به طرف او تخم مرغ و گوجه فرنگی پرتاب کردند. غافل از این که او، پدرانه دستور داده است به مخالفانش کاری نداشته باشند و هرکجا هم با خبر می‌شد کسی به این اتهام دستگیر شده است ، پیگیری میکرد تا آزادش کنند.

مردان عاشورایی، آموخته‌اند در زیر آماج تیرهای سمی پراکنده از هرسو باید سپربلای امامشان شوند و شهید بهشتی به حق عاشورایی بود؛ او خود را سپر بلای پیر جماران ﴿ره﴾ و اسلام و انقلاب کرده بود و معتقد بود اگر فحش میخورد، به خاطر ایستادگی‌اش در این راه پرفراز و نشیبی است که برخی مشغول جمع آوری غنایم از آن بودند و عده‌ای دیگر برای زدن ریشه‌های نوپایش تبر به دست گرفته بودند.

وقتی از ایشان پرسیده شد که چرا شما با این زبان گویا و توان استدلالی قوی، در برابر سیل توهین‌ها و تهمت‌ها از خود دفاع نمیکنید؟ پاسخ او صرفا کلامی از خداوند بود که: “ان الله یدافع عن الذین آمنوا “؛ اگر من به جرگۀ “ایمان آورندگان” وارد شوم، خداوند کار خود را بلد است و می‌داند از من چگونه دفاع کند….و چه خوش محافظی را برای خود برگزید!

روحیه اخلاقی عالی شهید بهشتی و صبر و متانت و خوشرویی او با دوست و دمشن چنان بود که هرگز حاضر نشد برای تبلیغ اسلام و رسیدن به اهداف والا و درستش، به ابزارهای نادرستی همچون دروغ که برای برخی گفتنش عبادت شده بود، متوسل شود و این جای تامل بسیاری دارد.

ایشان با تفاوت طبقاتی، به ویژه کاخ نشینی مسئولین و کارگزاران نظام نیز بسیار مخالف بودند و همیشه میگفتند : لطفا این مردمی زندگی کردن ما را به هیچ قیمتی از ما نگیرید !چنانچه مناسباتمان با مردم طاغوتی شود، طاغوت، طاغوت است ! چه تاج به سر ؛ چه عمامه به سر!

اندیشه های والای ایشان درباره عدالت ، آزادی ، مشارکت مردم در امور سیاسی اقتصادی ، تعدیل ثروت در جامعه ، سپردن امور به نیروهای جوان و … وی را آماج دشمنی ها و تهمت های اشخاص و گروههایی ساخت که او را مانعی بر سر راه خود می دیدند و متاسفانه در فضای فتنه‌گونه‌ای که این جماعت فرصت‌طلب دنیادوست برضد این شهید بزرگ ایجاد کردند ، کار به جایی رسیده بود که بسیاری از مردم نیز دوست واقعی خود را دشمن تلقی می‌کردند و تهمت‌ها و شایعات ساخته شده برضد او را زبان به زبان نقل می‌کردند و ترویج می‌دادند.

امروز هم امثال همان حسودان هستند که نمیتوانند شاهد خدمتگزاری بعضی مسئولین باشند ،منافقان و ملحدانی که با اصل جمهوری اسلامی مخالفند و حتی جای خائن و خادم و شهید و جلاد را عوض می کنند ! لیبرال هایی از همان جنس که آن روزها مقابل بهشتی مظلوم ایستادند ، امروز هم جلوی امثال بهشتی ها می ایستند و تخریب میکنند و تهمت میزنند و میگویند اگر فلانی بر سرکار بیاید ، در پیاده روها دیوارکشی میشود و افراد را در گونی میریزند و … تا منافع دنیایی‌شان از بین نرود! سرمایه داران و تجمل گرایان و آقا زاده هایی که با گرفتن پست و مقام، فقط قصد پر کردن جیب خود و خانواده هایشان را دارند و به تنها چیزی که فکر نمیکنند ، رفع مشکلات معیشتی مردم و تامین منافع آنان است.

اگر آن روز بنی صدرها بودند ، امروز هم جاسوسان و خائنان وطن فروشی هستند که در لباس میش، برای ضربه به نظاممان شمشیر از رو بسته اند و با انواع تهمت و تخریب ، قصد ایجاد یاس و ناامیدی در دلهای مردم نسبت به آینده انقلاب را دارند.

تاریخ تکرار می‌شود تا گذشته را درس عبرتی برای آینده کنیم. اکنون باید از خود پرسید ما در کدام جبهه قرار داریم؟ نکند امروز هم ما جز شایعه‌سازانی باشیم که پایان کارمان به مسلخ فرستادن بهشتی‌های زمانمان باشد!…نکند به جای آنکه خود را آماج تیرها کنیم تا “اصل ولایت فقیه” را حافظ باشیم، برعکس خواسته ولایت عمل کنیم و شعار ولایتمداری را صرفا پوششی برای حفظ منافعمان قرار دهیم!

صفورا ترقی